بزرگداشت ملاصدرا

اولین روز ماه خرداد را به ملاصدرا اختصاص داده اند؛ دانشمندی ایرانی از دنیای اسلام که مکتب حکمت متعالیه را بنیان نهاد و به افتخاری برای ایران تبدیل شد. حکمت متعالیه، مکتب ملاصدرا است که که وجود و ماهیت را متمایز از یکدیگر می داند. بنابر دیدگاه او، وجود یا هستی بدیهی ترین مسئله جهان ماست که با علم حضوری و دریافت درونی درک می شود و نیازی به اثبات آن نیست اما ماهیت یا سرشت مسبب گوناگونی و تکثیر پدیده هاست و قابلیت ویژه موجودات را تعیین می کند.
این عالم دانشمند طرفداران زیادی در سراسر جهان دارد و یکی از مفاخر بزرگ ایران به شمار می رود.
محمد بن ابراهیم قوامی شیرازی ملقب به صدر المتالهین یا ملاصدرا در ظهر روز نهم جمادی الاولی سال ۹۸۰ قمری دیده به جهان گشود. در زندگی نامه ملاصدرا شیرازی اینگونه آمده است که: محمد بن ابراهیم قوامی شیرازی ملقب به صدر الم تالهین یا ملاصدرا در ظهر روز نهم جمادی الاولی سال 980 قمری دیده به جهان گشود. پدر ملاصدرا خواجه ابراهیم قوامی مردی پرهیزگار دیندار و دوستدار و حامی دانش و معرفت بود. در زمان حیات ملاصدرا, شیراز دارای حکومت مستقلی بود و حکمرانی آن به برادر شاه واگذار گردید که،‌ پدر ملاصدرا بعنوان معاون او و دومین شخصیت مهم آن منطقه به شمار می رفت, و به نظر می رسید تنها موهبتی که خداوند به او ارزانی نداشته است داشتن فرزند باشد. اما بالاخره خداوند درخواست ها و دعاهای این مرد پاک و زاهد را بی جواب نگذاشت و بهترین پسران را به او ارزانی کرد که او را محمد ملقب به صدرالدین نام نهاد به آن امید که عالی ترین شخصیت مذهبی گردد.
محمد فرزند دارای هوش و ذکاوتی بس عجیب بود که نظر هر گوهرشناس را به خود جلب می کرد. براساس تحقیق برخی از نویسندگان، ملاصدرا در حدود بیست و پنج سالگی شیراز را به مقصد قزوین و سپس اصفهان ترک کرده است. بدیهی است که تا این سن، یک جوان باهوش و برخوردار از شرایط آموزش، بسیاری از مراتب علمی را می تواند طی کند. ملاصدرا در دوران نوجوانی علاوه بر دروس رایج در حوزه های آن عصر، دروسی مثل ادبیات فارسی، عربی، منطق، اصول فقه، فقه، کلام و…، فلسفه را نیز آموخته است. شیراز جایی بود که ملاصدرا نوجوانی و بخشی از جوانی خود را در آن سپری کرده و پایه های اولیه افکار او در آن جا شکل گرفت.
تاریخ دقیق ورود ملاصدرا به اصفهان معلوم نیست، اما طبق تحقیقات به عمل آمده، وی در سال 1006 هـ در اصفهان بوده است. حاکمان هم عصر ملاصدرا یعنی سلسله صفویه بیشترین تأثیر را در علم و فرهنگ ایران داشته اند. صدرالدین محمد نوجوان، شب را تا صبح زیر نور شمع می نشست و کتاب می خواند. می خواند و می خواند تا شمع خاکستر می شد، شمعی دیگر روشن می کرد. از ریاضیات و طب گرفته تا فقه و معارف دینی، از فلسفه و حکمت گرفته تا حدیث. پدرش گاهی به فکر فرو می رفت نکند مغز کوچک صدرالدین محمد گنجایش این همه کتاب و رساله را نداشته باشد.
در دوران جوانی, ملاصدرا جوان با شیخ بهایی آشنا گردید که سنگ بنای شخصیت علمی و اخلاقی ملاصدرا توسط این دانشمند جهاندیده کم نظیر بنا نهاده شد. و تکمیل این بنای معنوی را استاد دیگرش دانشمند سترگ و استاد علوم دینی و الهی و معارف حقیقی و اصول یقینی سیدامیر محمد باقر بن شمس الدین مشهور به میرداماد عهده دار گشت. از شاگردان او میتوان به حاج ملاهادی سبزه زاری و ملامحسن فیض کاشانی اشاره کرد.
پدر او خواجه ابراهیم قوامی مردی پرهیزگار دیندار و دوستدار و حامی دانش و معرفت بود. در زمان حیات ملاصدرا, شیراز دارای حکومت مستقلی بود و حکمرانی آن به برادر شاه واگذار گردید که ، پدر ملاصدرا بعنوان معاون او و دومین شخصیت مهم آن منطقه به شمار می رفت.
صدرالمتالهین حکیم خانه به دوشی بود که به جرم آزادگی روح و فکر مجبور شد تا از پایتخت و پایتخت نشینان روی گرداند. در طول زندگی اش سفرهایی انجام داد که یا برای کسب علم بود و یا به اجبار تبعید صورت گرفت. وی برای تحصیل و دسترسی به استادان راهی قزوین شد و همزمان با انتقال پایتخت صفویه از قزوین به شهر اصفهان در سال ۱۰۰۶ هجری قمری به همراه استادانش به پایتخت جدید نقل مکان کرد. وی در زمان شاه عباس صفوی به دلیل اینکه عقایدش با برخی علماب این شهر تفاوت داشت به قم تبعید شد. به سبب گرمای زیاد هوا نتوانست در این شهر بماند و به روستایی به نام کهک در همان نزدیکی رفت.
ملاصدرا در سال ۱۰۳۹ – ۱۰۴۰ هجری قمری به دعوت حاکم وقت فارس به شیراز بازگشت تا به شهر خود باز گردد و در آنجا نیز به تدریس فلسفه و تفسیر و حدیث بپردازد.
صدرالدین محمد در علوم متعارف زمان و بویژه در فلسفه اشراق و مکتب مشاء و کلام و عرفان و تفسیر قرآن مهارت یافت. او آثار فلسفی متفکرانی چون سقراط و فلاسفه هم عصر او، افلاطون، ارسطو و شاگردانش و همچنین دانشمندانی چون ابن سینا و خواجه نصرالدین طوسی را دقیقا بررسی کرد و موارد ضعف آنها را باز شناخت و مسایل مبهم مکاتب را بخوبی دانست. او اگر چه از مکتب اشراق بهره ها برد ولی هرگز تسلیم عقاید آنان نشد و گرچه شاگرد مکتب مشا گردید لیکن هرگز مقید به این روش نشد.
ملا صدرا پایه گذار حکمت متعالیه است که حاوی ژرف ترین پاسخ ها به مسائل فلسفی است.
ازجمله آثار ملاصدرا دعبارتند از:
ـ الحکمه العرشیه
ـ الحکمه المتعالیه فی الاسفار العظیمه الاربعه
ـ المعه المشرقیه فی الفنون المنطقیه
ـ المبدا و المعاد المشاعر
ـ حدوث العالم اکسیر العارفین فی المعارفه طریق الحق و الیقین
ـ اعجاز النعمین کسرالاصنام الاجاهلیه فی ذم المتصوفین
ـ مفاتیح الغیب
حکیم وارسته در طول عمر ۷۱ ساله اش هفت بار با پای پیاده به حج مشرف شد و گل تن را با طواف کعبه دل صفا بخشید و در آخر هنگام آغاز سفر هفتم یا در بازگشت از آن سفر به سال ۱۰۵۰ ه . ق در شهر بصره تن رنجور را وداع نمود و در جوار حق قرار گرفت، و در همانجا به خاک سپرده شد.
بر مزار بیشتر بزرگان علم و اندیشه ایران مقبره هایی زیبا قرار دارد اما ملاصدرا از این یبایی بی نصیب می باشد و در یکی از گورستان های قدیمی بصره در تنهایی به خاک سپرده شده است.
آنچه که در ایران، علاقه مندان به این شخصیت عرفانی را به سوی خود می کشاند، خانه اش در قم می باشد که میزبان خوبی برای فلاسفه عصر حاضر است.
فارسی